گاه‌نوشت‌های من

گاهی دل هوس نوشتن می‌کند

گاه‌نوشت‌های من

گاهی دل هوس نوشتن می‌کند

آخرین مطالب
  • ۹۴/۱۰/۰۴
    ۱۰
  • ۹۴/۱۰/۰۲
    ۹
  • ۹۴/۰۹/۲۸
    ۸
  • ۹۴/۰۹/۰۲
    ۷
  • ۹۴/۰۸/۲۹
    ۶
  • ۹۴/۰۸/۲۴
    ۵
  • ۹۴/۰۸/۲۴
    ۴
  • ۹۴/۰۸/۲۳
    ۳
  • ۹۴/۰۸/۲۳
    ۲
  • ۹۴/۰۸/۱۸
    ۱

۲

یادم می‌آید سال پیش همین موقع‌ها بود که بعضی از رفقا کم‌کم بار و بندیلشان را می‌بستند و کارهایشان را می‌کردند تا آماده‌ی رفتن شوند. رفتن به کربلای امام حسین علیه‌السلام در روز اربعین. یادم می‌آید با این‌که دوست داشتم بروم، به دلیل فشرده‌گی درس‌ها و امتحان‌های پیش رو، خودم را از رفتن معاف کردم. جالب اما این‌جا بود که بعد از دو هفته که به خودم آمدم، دیدم اربعین تمام شده و در درس‌ها شاید یک وجب هم پیش نرفته‌ام! فکر کنم زود این قضیه را فراموش کردم، اما این روزها که نزدیک اربعین هستیم و دوباره بهانه‌های درسی می‌خواهند مانع رفتنم شوند، آن قضایا در ذهنم زنده شد.

نمی‌دانم چه سرّی در این داستان هست. هرچه که هست حس می‌کنم اگر بخواهم به بهانه‌های واهی این سفر را عقب بیندازم، خسر الدنیا و الآخره می‌شوم. نه فیض کربلا را می‌برم و نه آن‌طور که باید و شاید به کارهای دنیایی‌ام می‌رسم. تازه اگر هم امسال را به این بهانه بپیچانم که سال بعد می‌توانم چون درس‌هایم به این فشرده‌گی نیستند بروم، از کجا معلوم که سال بعد زنده باشم و کربلا نرفته بمیرم؟!

اللهم ارزقنی فی الدنیا زیارة الحسین و فی الآخره شفاعة الحسین علیه‌السلام

  • ۹۴/۰۸/۲۳