گاه‌نوشت‌های من

گاهی دل هوس نوشتن می‌کند

گاه‌نوشت‌های من

گاهی دل هوس نوشتن می‌کند

آخرین مطالب
  • ۹۴/۱۰/۰۴
    ۱۰
  • ۹۴/۱۰/۰۲
    ۹
  • ۹۴/۰۹/۲۸
    ۸
  • ۹۴/۰۹/۰۲
    ۷
  • ۹۴/۰۸/۲۹
    ۶
  • ۹۴/۰۸/۲۴
    ۵
  • ۹۴/۰۸/۲۴
    ۴
  • ۹۴/۰۸/۲۳
    ۳
  • ۹۴/۰۸/۲۳
    ۲
  • ۹۴/۰۸/۱۸
    ۱

۸

خیلی چیزها برای‌مان عادی شده. عجیب است؛ چگونه می‌توان تا این حد گناه کرد و اصلا اهمیتی برایش قائل نبود؟! وقتی فکر به گناه هم انسان را از هدف دور می‌کند، چطور می‌شود همین انسان - با این‌چنین مختصات متعالی‌یی - خیلی راحت گناه کند و چند دقیقه بعد فراموش کند؟ تو گویی انگار عطسه‌ای کرده و دستمالش را هم در سطل آشغال انداخته‌ است! آدمی با آن‌همه توانایی‌ها به جایی می‌رسد که با گناهانی که روزی برایش به معنای کلمه شرم‌آور بود، الان خیلی راحت و «ریلکس» برخورد می‌کند و این از ترسناک‌ترین قسمت‌های ماجراست. مثل مرگ با گاز دی‌اکسید‌کربن که در خواب کم‌کم انسان را می‌کشد.

  • ۹۴/۰۹/۲۸