گاه‌نوشت‌های من

گاهی دل هوس نوشتن می‌کند

گاه‌نوشت‌های من

گاهی دل هوس نوشتن می‌کند

آخرین مطالب
  • ۹۴/۱۰/۰۴
    ۱۰
  • ۹۴/۱۰/۰۲
    ۹
  • ۹۴/۰۹/۲۸
    ۸
  • ۹۴/۰۹/۰۲
    ۷
  • ۹۴/۰۸/۲۹
    ۶
  • ۹۴/۰۸/۲۴
    ۵
  • ۹۴/۰۸/۲۴
    ۴
  • ۹۴/۰۸/۲۳
    ۳
  • ۹۴/۰۸/۲۳
    ۲
  • ۹۴/۰۸/۱۸
    ۱

۹

این هم ممکن است که آدمی‌زاد زمانی به جایی برسد که ببیند باید یک تغییر اساسی در خودش ایجاد کند. مثلا زمان‌هایی که از بعضی چیزها خیلی خسته شده و معتقد است دیگر «شورش را درآورده». یک تصمیم جدی در زمانی کلیدی می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای «هجرت». اخیرا نکته لطیفی را از زبان یکی از سخن‌وران شنیدم؛ می‌گفت آن «هجرت» که امر مقدسی است و می‌تواند مقدمه خیلی از پیشرفت‌ها باشد، لزوما به معنای هجرت مکانی و جغرافیایی نیست. انسان می‌تواند از رذیلت‌ها به فضیلت‌ها هجرت کند؛ از خوبی‌ها به بدی‌ها هجرت کند؛ از عادت‌های زشت به عادت‌های زیبا هجرت کند و الخ. حرف جالبی است و البته خیلی امیدوارکننده.

آدمی‌زاد ممکن است به جایی برسد که از وضع الان خودش خسته شده باشد. من به این وضعیت رسیده‌ام و دوست دارم «هجرت» کنم. هجرتی به معنای واقعی کلمه و برای رسیدن به وضعیتی به‌مراتب بهتر. برای خودم یک «چّله» گذاشته‌ام. هدف تعیین کرده‌ام و برای خودم جایزه و البته تنبیه‌های سخت در نظر گرفته‌ام. مقدمه «هجرت» سختی کشیدن است و دوست دارم آن را به جان بخرم.

شیرینی فراق کم از شور وصل نیست - گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر

  • ۹۴/۱۰/۰۲